كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
696
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ذكر ولادت با سعادت اميرزاده الغ بيك گوركان در اثناى آنكه اهالى ماردين تضرع و زارى مىنمودند ، از جانب مهد عليا سراى ملك خانم قاصد رسيده بشارت رسانيد كه حق جل و علا حضرت صاحبقران را از فرزند دولتمند اميرزاده شاهرخ بهادر فرزندى كرامت فرمود و از صدف دولت و بحر سلطنت درى بزرگ قيمت روى نمود و اين مولود عاقبت محمود نوزدهم جمادى الأولى [ سنهء 796 ] « 1 » در سلطانيه به وجود آمد . « 2 » حضرت صاحبقران را از وصول اين خبر به نوعى بهجت و مسرّت افزود كه اهالى ماردين را آزاد فرمود و آن ولايت را به سلطان صالح برادر سلطان عيسى كه پيشتر حاكم بوده ارزانى داشت و عزيمت معاودت فرموده راهها تعيين نمود . آن حضرت به طرف بشارى « 3 » روان شد و اميرزاده محمد سلطان از راه مندان متوجه گشت و اميرزاده شاهرخ متعاقب حضرت اعلى عزيمت نمود و اميرزاده اميرانشاه بهادر از راه جوسق بازگرديده عازم بالا آب شد و امرا به اطراف متوجه شدند و آن حضرت ميل جانب آلاطاق داشت . ناگاه از طرف شاهزادگان خبر آمد كه اهالى قراجه قيا كه عبارت از شهر آمد است و به حامد « 4 » اشتهار يافته انقياد نمىنمايند . آن حضرت امير جهانشاه را به ايلغار فرستاده متعاقب روان شد و شب در ميان به پاى قلعه رسيده گرداگرد آن فرود آمدند و آن قلعهاى است در غايت حصانت و كمال متانت . در بلندى سپهر ديگر و در محكمى سدّ اسكندر . سنگهاى آن تراشيده و بندها به گچ و آهك استوار كرده . بناى آن به اعماق زمين فروبرده و ديوار آن تا سپهر برين برآورده . در عرض چنانچه ده سوار پهلوى هم توانند راند دو طبقه ساخته و بر سر باره
--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . ظف : « در روز يك شنبه نوزدهم جمادى الأول سنهء ست و تسعين و سبعمايه موافق فروردين ماه جلالى و موافق ايت ييل در سلطانيه . » ص 482 . ( 3 ) . ظف : « بسرى » ( 4 ) . تصحيح از ظفرنامه - نسخ : سندان .